تبليغاتX
آلبوم عکس




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


آلبوم عکس

در بخش نظرات یکی از دوستان در مورد نورپردازی سوالی فرموده بودند که اتفاقا امروز مطلبی تو سایت دیجی هوس دات ای ار   خوندم که جالب بود . روشی ساده برای نوپردازی از وسایل براق در ابعاد کوچک که با تغییرات در اون روش میشه ازش برای کارهای دیگه هم استفاده کرد. ولی روشیه که کارکرد میز نوری سافت لایت و دو نوع رفلکتور رو تقریبا روشن میکنه .  من عین مطلب رو کپی میکنم .

FIG_21_WEB.jpg 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 3:5 PM توسط میلاد| |

تا حالا شده چیزی بزنه تو ذوقتون ؟ اونم بد جوری ؟ پشت سر هم ؟

من این تو ذوق خوردنم خیلی عمومی بوده که اجازه دادم به خودم بنویسم .

صبح که از خلخال راه افتادم روز با احساسی برام بود . کوه و دشت و درختها همه و همه . اونقدر که دوست داشتم در موردشون بنویسم . همون اول باغ زیبای آقای پرنده و آبشار شرشر و باغهای ایستی سو و بعد کیوی و کم کم داشتم خودمو آماده میکردم برا دیدن تپه های زیبای نزدیک قره قشلاق . خودم بهشون میگم تپه های مخملی . رنگ قرمز رناسی با پرز های علفی زرد رنگ روشون  . نرم و قابل لمس . حتی میتونی دستتو روش بکشی و آرام چشماتو ببندی . منو یاد خیلی چیزها میندازه .  صدای نرم دوست داشتن ، موهای نرم سمور آبی روی بوم ، و نرمی های زیبای زندگی .

قصد داشتم اینها رو بنویسم  اما عصر اتفاقی برام افتاد که مجبور بشم راجع به یه جسارت بزرگتر بگم .

بله رسیدیم و دیدم بولدزری از وسط تپه های نرم مخملی رفته و سینه نرم کوه دوست داشتنیمو پاره کرده .

تو ذهنم بود هرچی از دهنم در اومد پشت سر بولدزرچی بنویسم و لا اقل عقده نشه برام .

اومدیم اردبیل ، عصر با بچه ها رفتیم سینما ، یا الله ، خیلی هم با نشاط و اشتیاق فراوان . جماعت سینما ندیده و نرفته . وقتی دیدیم فروش بلیط گرمه منتظر فیلم خوبی هم بودیم .

اخراجی ها ۲ . با اینکه از اول غر می زدم راجع به این فیلمه اما راستش کنجکاو بودم ببینمش . وقتی از سینما خارج می شدیم فقط متوجه شدم که دارم نا خود آگاه بد و بی راه میگم پشت سر کارگردان و خودم . بیراه بیراه هم نبود . احساس کردم به فهم و شعورم توهین شده . و توهین شده بود به ملتی که از شدت فقر تولیدات سینمایی و شدت فشار و  خستگی و روزمرگی اومده بودند بخندند.

می خندیدند ، و می خندیدند .

سینما بود یا... ؟

فیلم بود ؟

بگذریم

و بزرگترین چیزی که امروز تو ذوقم زد این بود که باید بحث تپه های مخملی خودمو با بحث کثیفی مثل فیلم آقای ده نمکی خراب کنم .

متاسفم

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:20 PM توسط میلاد| |


Design By : Night Skin