آلبوم عکس
عصر به همراه دوستان عزیز،حمید عسگری و حامد محمدی رفتیم مغازه ی استاد محترم ، جناب آقای صباحی . در همان بدو ورود آقای صباحی نسبت به غیر فعال شدن وبلاگم ابراز شکایت کردن . البته خودمم از این وضعیت کم ناراضی نبودم اما شکایت استاد کجا و نارضایتی خود آدم کجا ... خلاصه سریعا آمدم و اقدام کردم به آماده کردن چند تا عکس از کارهایی که بهار امسال انجام دادم . نا گفته نماند که حدود 3 هفته از این بهار زیبای امسال به خاطر شکستگی پا از خونه بیرون نرفتم ولی با این حال بهار امسال ورای بهارهایی بود که تا امروز دیده بودم . .................................................................................................................... عصر روز دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 جاده ی خلخال - کیوی تلالو عصر گاهی خورشید بر برگهای نازک و شاداب بهاری 01 02 03 04 05 06 منتظر نظرات ارزشمندتان هستم .
" نئو با نیو فرق داره جهت اطلاع " من هم فقط جهت اطلاع عرض می کنم : کلمه نئو کلمه ایست یونانی به معنی نو و جدید که ریشه کلمه نیو هم از همین واژه گرفته می شه ... . 2 - ممنون از پینار عزیز و آقا نوید گل و خانم فاطیما 3 - آشنا : به من چه خوب ! و اما دوستان عزیز . در پست قبلی نظری نوشته شده بود که شاید جایی جز این وبلاگ برای گفتنش نباشه . شاید این پست آخرین پست وبلاگ باشه و شاید ... خداحافظ طوفان . فراموشت نخواهم کرد ...






مينگرم در نگاه رهگذران ،كور
اين همه اندوه در وجودم و من لال
اين همه غوغاست در كنارم و من دور!
ديگر، در قلب من ، نه عشق نه احساس
ديگر در جان من نه شور نه فرياد
دشتم ، اما نه در او ناله مجنون
كوهم ، اما نه در او تيشه فرهاد
هيچ ، نه انگيزه اي ، كه هيچم پوچم
هيچ نه انديشه اي كه سنگم چوبم
همسفرقصه هاي تلخ غريبم
رهگذر كوچه هاي تنگ غروبم
آن همه خورشيد ها كه در من ميسوخت
چشمه ي اندوه شد ز چشم ترم ريخت
كاخ اميدي كه برده بودم تا ماه
آه كه اوار غم شد بر سرم ريخت
زورق سرگشته ام كه در دل امواج
هيچ نبيند نه ناخدا ، نه خدا را
موج ملالم كه در سكوت و سياهي
ميكشم اين جان از اميد جدا را
ميگذرم از ميان رهگذران مات
ميشمارم ميله هاي پنجره را
مينگرم در نگاه رهگذران كور
ميشنوم قيل و قال زنجره ها را
| Design By : eye4c.blogfa |


